![]() |
![]() |
|
| از روشني به تاريكي ،از عرش تا فرش،از رهايي تا بند،عقربه ها مي چرخند |
|
من اضافیم !
از آخرین باری که مطلب روی وب گذاشتم نزدیک به ۲ ماه میگذره . وبلاگ من مخاطبی نداره . ۶۰ روز پیش به این نتیجه رسیدیم . البته قبلا هم به این کشف و شهود دست پیدا کرده بودم . بدون شک کسی جز خودم در این وضعیت مقصر نیست . هیچ کس حوصله خوندن یه مشت چرندیات رو نداره . خلاصه اون روز بود که تصمیم گرفتم دیگه چیزی ننویسم و وبلاگ رو بی خیال شم . ولی نمی دونم چی شد که امروز بازهم وقتی سراغ کامپیوتر اومدم و چشمم به وبلاگ افتاد تصمیم گرفتم بازهم مخاطبان خیالی رو به فیض برسونم . شاید دلیل این تجدید نظر ، نامه ای باشه که نظام وظیفه صبح برام فرستاد و محتواش اونقدر برام جلب بود که دلم نیومد اینجا ننویسم . نامه می گفت من اضافیم ! همین و بس . کسایی که درگیر مسئله مقدس و پر فیض خدمت شده باشن میدونن که چند روز مونده به تاریخ اعزام نامه ای برای مشمول میآد و کد محل خدمت به فرد اعلام میشه . اون جوون بخت برگشته هم نامه رو چند روز بعد به نظام وظیفه می بره و بهش می گن که فلان جا باید خدمت کنی . یعنی قراره همه چیز در این چند روزه اومدن نامه تا زمان اعزام یه جورایی سکرت باشه . البته وبلاگ بازای عزیز ایرانی که هیچ چیزی از چشمای تیزشون پنهون نمی مونه از این قضیه هم چشم پوشی نکردن و با سعی و اهتمام زیادی چست و چابک همه کد ها و معنیش رو روی اینترنت گذاشتن . میدونم که تا اینجا مخاطبای خیلی زیاد وبلاگم که دارن همین جوری از سر و کول صفحه بالا می رن تشنه شنیدن باقی ماجرا شدن . نامه رو که باز کردم نوشته بود کد ۲۲۶ . خداخدا می کردم که یه جای مزخرف نیفتاده باشم . حداقل نیروی دریایی محل خدمتم نباشه چرا که اونوقت مجبور می شم یک سال و نیم از عمر پر ارزشم رو در جایی مثل جزیره خارک بگذرونم و زیادی واسه خودم مرد شم ! کد رو که دیدم سریع نشستم پای کامپیوتر و با جستجویی نه چندان سخت این جمله رو جلوی کد مربوطه دیدم : شما نیرویی مازاد هستید و در روز اعزام به هر جا که کمبود نیرو احساس شود اعزام می شوید . خلاصه همون جوری که همیشه فکر می کردم شد و فهمیدم که کلا من آدم اضافی هستم . به امید روز اعزام و گل یا پوچی که سرنوشت خدمت من رو تعیین می کنه . |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 16:46 توسط هادي زندی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وب نوشته هايي در باره تمام آن چيز هايي كه در هياهوي اين شهر تاريك حتي لحظه اي از خاطرات اهالي را به خود اختصاص نمي دهد ، درباره تمام كساني كه برده هايي بيش نيستند زير دست استعمارگران نو و ظلم هايي كه همچنان ادامه خواهد يافت ...
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
و زن شيطان بود تابناک خبرگزاری میراث فرهنگی علی شاکر فرید مدرسی امید توشه |
|
RSS
|